قم و حوزه علمیه

پس از حرم حضرت فاطمه معصومه عليها السلام در شهر قم، مهمترين ويژگي اين شهر وجود حوزه علميه مي باشد، حوزه اي كه انقلاب را به وجود آورد، هدايت كرد و به پيروزي رساند و امروز اين حوزه محل رشد و تعاليِ هزاران نفر از سراسر دنيا و شهرهاي مختلف ايران است. امام خميني رحمه الله كه خود دانش آموخته و پرورش يافته اين حوزه است، آن را به بزرگي مي ستايد، در ادامه بيانات امام در خصوص قم، جايگاه حوزه علميه را در بيان امام بازمي شناسيم.

 

ارزش تحصيل در قم

«يك روز طلبگي در قم را بر وضع كنوني خودم ترجيح مي دهم و من هر وقت كه امكان پذير باشد به قم خواهم آمد.»(1)

 

عنايت به فقه و فقاهت در حوزه

«حوزه علميه قم به تحصيلات علوم اسلامي، بالأخص فقه و فقاهت، عنايت كامل مبذول دارند و روش هزار ساله فقهاي شيعه را همچنان ادامه دهند.»(2)

 

زنده بودن ايران به حوزه قم

«حوزه قم زنده كرد ايران را. حوزه قم خدمتي به اسلام كرده است كه تا صدها سال ديگر اين خدمت باقي است. كم نشمريد آقايان اين را. دعا كنيد به حوزه قم و دعا كنيد ما هم اين جور بشويم. صدها سال ديگر هم اسم حوزه قم در تواريخ هست.»(3)

 

ايستادگي حوزه علميه قم

«حوزه قم، حوزه زنده است، كشته مي دهد، مي كشد، كشته مي دهد. عرض مي كنم كه اگر بتواند مي كشد. الآن هم تحت فشار هست و مع ذلك زنده [است ] مع ذلك ايستاده است. طلبه قم ايستاده است، قمي ايستاده است. ملت قم ايستاده است؛ كتك مي خورد و ايستاده است. طلبه قم كشته مي دهد و ايستاده است و لهذا زنده است. اصلاً در اذهان مردم هرچي هست قم است؛ و من براي نجف متأسفم. من قمي هستم اما براي نجف متأسفم. ما علاقه داريم به همه اينها. ما علاقه داريم به يك همچو حوزه هزار و چند صد ساله. نگذاريد اين حوزه از بين برود. نگذاريد اين حوزه، منسي بشود... روابط بايد باشد بين حوزه قم، حوزه تهران و همه شهرستان ها. روابط مي خواهد. سازمان بايد بدهيد به اين قيام، متفرقات نباشد، سازمان داشته باشد كه اگر يك روزي قم ايستاد تمام ملت بايستد.»(4)

 

درود برحوزه علميه بيدار قم

«درود برجوانان غيور حوزه علميه بيدار قم و ساير حوزه ها كه با سرافرازي به نهضت روحانيت ادامه و رونق دادند.»(5)

 

لزوم حفظ حوزه علميه قم

امام در مورخه 23/11/1344، در پاسخ به نامه آيةالله سيدحسين خادمي، نگراني خويش را از به خطر افتادن حوزه علميه قم چنين بيان مي نمايد:

«... اين جانب بحمدالله سلامت هستم، لكن از وضع ايران و گرفتاري مسلمانان ناراحت و نگران هستم. اميد است خداوند تعالي فرج عاجل عنايت فرمايد و از اين كه مرقوم فرموديد «اميد است بتوانم به حوزه قم كمك كنم» موجب تشكر است. حوزه قم را لازم است آقايان نگهداري كنند و نگذارند شكست به آن، خداي نخواسته، وارد شود.»(6)

* * *

نيز در مورخه 7/1/1345، در پاسخ به نامه حجةالاسلام والمسلمين سيدمهدي يثربي، دغدغه خويش را نسبت به حوزه علميه قم چنينبيان مي نمايد:

«...از اين كه نسبت به حوزه علميه قم عنايت داريد متشكرم؛ البته در اين موقع كه آن حوزه مقدسه مواجه با ناملايمات همه جانبه است آقايان علماي بلاد بايد عنايت بيشتر فرموده تا ان شاء الله تعالي تزلزلي در آن راه نيابد. از خداوند تعالي عظمت اسلام و مسلمين و علماي اسلام را خواستار است. البته بيشتر عنايت را به حوزه علميه، توجه دهيد و اگر گاهي هم به اين جا توجّه شود مقتضي است؛ زيرا ارباب توقع را نمي شود مطلقاً رد كرد.»(7)

 

قم و حفظ حوزه ها

«... آقايان ايراني ها هم كه ان شاءالله اميدوارم به سلامت به مقصد خودشان برسند و در حوزه هاي ديني مستقر بشوند... اگر در قم نتوانستند، در مشهد؛ و حوزه ها را حفظ بكنند...»(8)

 

وظيفه تربيت قاضي و مبلغ

«امروز هزاران قاضي و مبلّغ مورد حاجت است، كه بايد به همت اكابر و علما و مدرسين و فضلاي حوزه ها در سراسر كشور، خصوصاً قم، مشهد و شهرستان هاي بزرگ، تربيت شوند.»(9)

* * *

«امروز قضاوت احتياج دارد به افراد، به افراد حوزه هاي علميه هرجا كه هست، قم، مشهد، آذربايجان، هر جا كه حوزه علميه هست، اصفهان، علما و مدرسين حوزه ها، بايد قاضي تربيت كنند و اين يك واجب كفايي است.»(10)

 

ايجاد نظم در حوزه ها

«... يكي از امور مهمي كه مورد توجه بزرگان و علماي حوزه علميه قم بوده است، لكن عمل مثبتي درباره آن انجام نگرفته، ايجاد نظم و انضباط در حوزه هاست كه لازم است از حوزه علميه قم شروع شود و به طور جدي و اساسي عمل شود.»(11)

 

حوزه قم و فقه سنتي

«بايد عرض كنم به عموم حوزه هاي علميه، حوزه قم، حوزه مشهد و همه حوزه هاي علميه كه شما مي بينيد كه در رأس اهداف خبيثه دولت هاي بزرگ واقع شديد، اين براي چيست؟ براي اين كه ملت شما را به عنوان فقها، به عنوان علما، به عنوان علماي ديني مي شناسد و تكليف الهي خودش را تبعيت مي داند، پس حفظ اين حوزه ها، حوزه هاي فقاهت، حفظ اين حوزه هاي علمي به همان معنايي كه سابق بود، بايد بماند، جديت بكنيد در اينكه تحصيل بكنيد و محصل زياد كنيد، ملّا زياد كنيد.»(12)

* * *

«اگر شما حوزه هاي فقاهتي را، شما آقايان خراسان، آقايان قم، آقايان تبريز، ساير جاها، هرجا يك حوزه علميه دارد، اگر تقويتنكنيد اينها را به همان فقه كه تاكنون بوده است؛ به همان فقه سنتي، اگر فقها تحويل جامعه ندهيد، اگر علما تحويل جامعه ندهيد، مطمئن باشيد كه نمي گذرد يك نيم قرن الاّ اين كه از اسلام هيچ اسمي ديگر نبايد باشد.»(13)

 

تعامل شوراي مديريت حوزه و طلّاب

بسم الله الرحمن الرحيم

«شوراي مديريت حوزه علميه قم - دامت افاضاته

با سلام و دعا براي شما عزيزان، زحمات شما عزيزان چيزي نيست كه بركسي پوشيده باشد. ان شاءالله با كمك همه دست اندركاران امور حوزه، موفق شويد پاسخ گوي سئوالات جهان اسلام شويد.

اين مسأله نبايد فراموش شود كه به هيچ وجه از اركان محكمفقه و اصول رايج در حوزه ها نبايد تخطي شود؛ البته در عين اين كه از اجتهاد «جواهري» به صورتي محكم و استوار ترويج مي شود، از محاسن روش هاي جديد و علوم مورد احتياج حوزه هاي اسلامي استفاده گردد.

بار ديگر به فرزندان خوب و انقلابي ام سفارش مي كنم كه شوراي مديريت حوزه علميه قم مورد تأييد اينجانب مي باشند. سعي كنند تندروي نكنند كه تندروي باعث شكست خودشان مي گردد.

بايد طلّاب جوان، اساتيد محترم حوزه را كه در خدمت انقلابو اسلام و علوم اسلامي مي باشند ياري كنند تا آنان بتوانند بههدف هاي مهم تعليم و تربيت برسند. شوراي مديريت و اساتيد عزيز هم توجه داشته باشند كه بدون طلّاب انقلابي به هيچ يك از خواسته هاي مشروع خود نخواهند رسيد. طلّاب انقلابي و مبارز، پيشتازان انقلاب اصيل اسلامي مان مي باشند. چهره گلگون و روشن فيضيه هاي ايران در جهان اسلام مرهون زندان ها و شكنجه هاي اين عزيزان است.

اين مسأله بايد در نظر گرفته شود كه شوراي مديريت حوزه علميه قم از خدا مي خواهند كاري كنند كه طلّاب عزيز در فراگيري علم و دانش با مشكلات رو به رو نشوند. اگر در بعضي جهات بدين نتيجه نمي رسند، لابد در حد توانشان نيست. شعار، هميشه از آن كساني است كه وارد گود اجرا نيستند.

از خداوند متعال توفيق سرداران و سربازان علوم اسلامي را خواستارم. والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته.»(14)

17/2/68
روح الله الموسوي الخميني

جايگاه جامعه مدرسين قم

امام در نامه اي خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مي فرمايد:

«جناب آقاي جلال الدين فارسي با آن كه شخص شايسته اي است لكن ايراني الاصل نيستند. آقايان مدرسين قم اين مطلب را اعلام كنند كه ايشان نمي توانند رئيس جمهور شوند.»(15)

نتيجه اي كه در پرتو اين نامه مي توان اخذ كرد، جايگاه مردمي و ارزشي جامعه مدرسين قم است كه حضرت امام نفوذ مردمي جامعه را در بين مردم حايز اهميت دانسته و براي اعلام اين جامعه، ويژگي خاصي قائل بوده كه چه بسا پيروي توده مردم از نظريات جامعه مدرسين را در ادوار مختلف براي كشور سودمند و لازم شمرده اند.

 

روحانيون و رزمندگي

«همين روحانيون عزيزند كه از بلاد مختلف، و الآن از قم و مشهد - دو مركز بزرگ علمي - در اين جا حاضرند با تفنگ ها، كه هم شهيد داده اند و هم مجروح و الآن آمده اند اين جا و بعد هم ان شاء الله مي روند و ان شاءالله پيروز مي شوند.»(16)

 

اهميّت حضور در قم

امام از پاريس در نامه اي در تاريخ 9/8/1357، خطاب به آيةالله حسين نوري همداني مي فرمايد:

«... راجع رفتن به همدان، از آن جا تقاضاهايي شده است، لكن اين جانب وجود جناب عالي را در قم براي تربيت طلّاب اهمّ مي دانم.»(17)

 

حوزه قم و جايگاه مدرسي

امام در پيامي به اهالي كردستان نماينده خود را چنين معرفي مي كند:

«...اين جانب حضرت حجةالاسلام آقاي حاج شيخ حسين نوري - دامت بركاته - را كه از مدرسين قم هستند و مدت ها در دوران اختناق در آن منطقه از طرف رژيم تبعيد بوده اند، به نمايندگي خود به آن منطقه فرستادم...!»(18)

آنچه در اين نامه در خصوص قم حائز اهميت است وصف آيةالله نوري همداني به صفت ممتاز «از مدرسين قم» است كه نشانگر ارزش و اعتبار تدريس علوم ديني در قم مي باشد و از سويي همين ويژگي به تنهايي مي تواند برگ افتخاري باشد براي آنكه به اين صفت آراسته است و از طرفي حفظ جايگاه و ارزش اين منصب و ارتقاء آن از سوي مسئولان حوزه علميه از برنامه هاي ضروري است.

 

مبلغان قم و روشنگري

امام در سخنراني 29 آبان 1358 در جمع وعاظ و خطبا نسبت به روشنگري مردم توسط مبلغان خصوصاً آگاهي دادن به مردم براي رأي مثبت به قانون اساسي مي فرمايد:

«اين آقايان طلابي كه از قم مي روند به جاهاي ديگر براي ترويج، اينها هم بايد بگويند اين مطلب را و بمانند آنجا تا اين كار انجام بگيرد...!»(19)

 

حوزه علميه قم و تربيت مبلّغ

«بسياري از اوقات مي آيند اين جا و شكايت دارند از اين كه نداريم مبلّغ بايد از حوزه علميه، حوزه هاي علميه همه جا، خصوصاً حوزه علميه قم، همت كنند كه اين نقيصه را هم ان شاءالله رفع كنند و مسأله اي نيست و رفع خواهد شد.»(20)

 

ضرورت حفظ خوش نامي حوزه ها

«...در قم، در تهران، در مراكزي كه مراكز حساس است و مراكزاسلامي هست، مراكزي است كه بايد اسلام از اين جاها به جاهاي ديگر برسد... اينها به كارهايي دست مي زنند تا ايران را در خارجبدنام كنند....»(21)

 

ضرورت دقت در منشورات قم

«توجّه داشته باشيد كتاب ها و چيزهاي ديگري كه از قم منتشر مي شود غير از كتاب هايي است كه در ساير شهرها منتشر مي شود. قم، شهر علم و اسلام است. اگر خطايي از قم منتشر شود در دنيا عَلَم مي شود. اين موضوع هم بايد مورد توجه باشد كه از قم چيز خلافي منتشر نشود.»(22)

 

ضرورت هجرت از قم

امام در حكمي خطاب به يكي از روحانيون فرمود:

«... ضمناً شنيده شد كه جناب عالي به شهر مقدس قم مهاجرت نموده و قصد توقف در اين شهر را داريد، لكن با توجّه به وضع منطقه و حساسيت زمان و علاقه اهالي محترم شهر ميانه به بازگشت آن جناب، لازم است مجدداً بدان شهر مراجعت نموده و كماكان به امور مذهبي و اجتماعي مشغول شويد...»(23)

 

لزوم ساده زيست بودن روحانيون

«در آن وقتي كه؛ ما اوايلي كه آمديم قم - كه؛ در آن جا چه اشخاصي بودند: شخص اول قم در جهت زهد و تقوا و اينها، مرحوم آشيخ ابوالقاسم قمي(24)، مرحوم آشيخ مهدي(25) و عده ديگري، و شخص نافذ آن جا و متقي، مرحوم آميرزا سيد محمد برقعي(26) و مرحوم آميرزا محمد ارباب(27)؛ همه اينها را من منزل هايشان رفتم. آن كه رياست صوري مردم را داشت و رياست معنوي هم داشت، با آن كه زاهد بود، در زندگي مشابه بودند. مرحوم آشيخ ابوالقاسم؛ من گمان ندارم هيچ طلبه اي مثل او بود، زندگي اش يك زندگي اي بود كه مثل ساير طلبه ها، اگر كمتر نبود، بهتر نبود؛ كمتر هم بود. مرحوم آميرزا محمد اربابكه من رفتم مكرر منزلشان، يك منزلي داشت دو سه تا اتاق داشت خيلي ساده، بسيار ساده. مرحوم آشيخ مهدي همين طور، سايرين هم همين طور، عده هم زياد بودند آن وقت. وقتي انسان در آن محيط واقع مي شد كه اينها را مي ديد، همين ديدن اينها براي انسان يك درسي بود، وضع زندگي آنها براي انسان، يك وضعي بود؛ درس براي انسان، عبرت بود.»(28)

 

امروز مي توانيد همه كاري بكنيد

«و خداي تبارك و تعالي خواست كه اين طور بشود، خواست كه دست آنها كوتاه بشود و آنها الآن در اقليت هستند و غريب هستند و دست شما بحمدالله باز است، لكن كمبود داريم. مي دانيم كمبود داريم و كمبودش هم همين است كه آن وقت چيزي نمي توانستيد بگوييد يا بخوانيد. آن روزها جوري بود كه مثلاً كاري نبود بكنيد، يك بحث و يك نمازي مي خوانديد. امروزي كه مي توانيد همه كاري را بكنيد، افراد لازم است و بايد حوزه ها را ايجاد كنيد. حوزه ها بايد درش باز باشد. در هر جا حوزه باشد، در اطراف شما حوزه باشد، حوزه در آن جا باشد، براي اين كه اين روستايي ها را بياوريد در آن جا تربيت كنيد، عالم كنيد براي آتيه. الآن - مثلاً فرض كنيد كه - مسئله قضاوت [محل ابتلا است ]يكي از مسائل مهم اسلام قضيه قضاوت است، اين سر و كار دارد با نواميس مردم، با جان مردم، با مال مردم.

امروز ما كمبود قاضي داريم؛ براي اين كه قضاوت دست اينها نبود تا تربيت كنند، اصلش، كتاب قضا يك كتابِ منسي بود. امروز كه آزاد شده است و قضاوت آمده است به اين طرف دست شما، افراد را تربيت كنيد.»(29)

-----------------------------------------------------

پي نوشت:

1) همان، ج 14، ص 402، (13/3/1360، در جمع جامعه مدرسين حوزه علميه قم).
2) همان، ج 14، ص 402، (13/3/1360، در جمع جامعه مدرسين حوزه علميه قم).
3) همان، ج 3، ص 338، (نجف، سخنراني 29/11/1356، به مناسبت چهلم شهداي 19 دي قم).
4) همان، ج 3، ص 394.
5) همان، ج 3، ص 314، (پيام، 2/11/1356).
6) همان، ج 2، ص 66.
7) همان، ص 75.
8) همان، ص 405، (سخنراني، دوم دي ماه 1350، در مسجد شيخ انصاري نجف اشرف).
9) همان، ج 16، ص 45.
10) همان، ج 17، ص 236.
11) همان، ص 46.
12) همان، ج 15، ص 218.
13) همان، ج 15، ص 219.
14) همان، ج 21، ص 380، (17/2/1368، تهران، پيام به شوراي مديريت حوزه علميه قم).
15) همان، ج 12، ص 115، (دي 1358).
16) همان، ج 14، ص 192، (سخنراني، 14/12/1359).
17) همان، ج 4، ص 229.
18) همان، ج 6، ص 184، (29/11/1357).
19) همان، ج 11، ص 102.
20) همان، ج 15، ص 516.
21) همان، ج 12، ص 104، (سخنراني 20/10/1358).
22) همان، ج 18، ص 73، (سخنراني، 2/6/1362، در جمع اعضاي شوراي عالي تبليغات).
23) همان، ج 8، ص 500، (16/4/1358).
24) آقاي شيخ ابوالقاسم قمي، (متوفاي 1352ه. ق.) از علماي بزرگ قم در اوائل تأسيس حوزه علميّه قم.
25) آقاي شيخ مهدي حِكَمي، از علماي مهم قم و صاحب كرامات اخلاقي در اوائل تأسيس حوزه علميه قم.
26) آقاي ميرسيد محمد برقعي، از علماي مبرّز قم و فرزند ارشد مجتهد بزرگ قم آية الله سيد عبدالله برقعي.
27) آقاي ميرزا محمد ارباب قمي، از علما و محدّثان قم كه در اوائل تأسيس حوزه علميه قم، دارفاني را وداع گفتند. وي جدِّ حجةالاسلام شهاب الدين اشراقي (داماد امام خميني) است.
28) همان، ج 19، ص 251.
29) همان، ج، ص488.


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: حوزه علمیه قم

تاريخ : سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ | 22:18 | تهيه وتنظيم توسط : حجّة الاسلام سیدمحمدباقری پور |